همه‌گیریِ خشونت علیه زنان | ترینا هاین

تجاوز گروهی به ژیزل پلیکو در فرانسه جهان را در بهت فرو برد. شوهر او طی یک دهه، بارها همسرش را با دارو از هوش می‌برد و سپس بیش از پنجاه مرد را به خانه دعوت می‌کرد تا به او تجاوز کنند. ابعاد این جنایت چنان هولناک و تکان‌دهنده بود که بسیاری از مردم به دشواری می‌توانستند باور کنند واقعاً رخ داده است؛ گویی کابوسی دهشتناک از مرز خیال گذشته و به واقعیت بدل شده بود.

 

اما اکنون روشن شده است که این پرونده نه یک استثنا، بلکه نشانه‌ای از واقعیتی بسیار گسترده‌تر بوده است. بنا بر اعلام آژانس ملی مبارزه با جرم بریتانیا (NCA)، «شبکه‌ای حقیقتاً بین‌المللی» از عاملان تجاوزهای جنسی سازمان‌یافته که با استفاده از دارو قربانیان را بی‌دفاع می‌کنند، فعالیت دارد. اعضای این شبکه سوءاستفاده تاکنون در «ده‌ها کشور در تمامی قاره‌های جهان» شناسایی شده‌اند.

 

تنها ظرف چند روز، صدها زنِ بازمانده از ۲۲ کشور به شبکه‌ای حمایتی پیوستند که دو قربانی بریتانیایی، زوئی واتس و آماندا استنهوپ، آن را راه‌اندازی کرده بودند. همانند ژیزل پلیکو، هر دوی این زنان بارها از سوی شریک زندگی خود، در حالی که بیهوش بودند، مورد تجاوز قرار گرفته بودند. اکنون آشکار است که این رفتار نه پدیده‌ای منفرد، بلکه بخشی از الگویی سازمان‌یافته و رو به گسترش است.

جام جهانی، که برای بیشتر مردم رویدادی سرگرم‌کننده و هیجان‌انگیز است، در عین حال دوره‌ای است که احتمال افزایش خشونت علیه زنان نیز بالا می‌رود. بر اساس پژوهش‌های مرکز ملی مقابله با خشونت خانگی، موارد خشونت خانگی پس از مسابقات تیم ملی حدود ۱۱ درصد افزایش می‌یابد و اگر تیم ملی انگلستان شکست بخورد، این افزایش به ۳۸ درصد می‌رسد. البته این مسئله ناشی از خود فوتبال نیست، بلکه به شرایطی مربوط می‌شود که پیرامون مسابقات شکل می‌گیرد؛ از جمله مصرف الکل، شب‌زنده‌داری، فراز و فرودهای شدید احساسی، و این واقعیت که بسیاری از فوتبالیست‌ها نیز الگوهای مناسبی برای رفتار اجتماعی به شمار نمی‌روند.

در رقابت‌های امسال، دو بازیکنی که با اتهام تجاوز روبه‌رو هستند، بدون هیچ محرومیتی اجازه حضور در مسابقات را یافتند. توماس پارتی، بازیکن پیشین آرسنال، پس از آنکه به هفت فقره تجاوز و یک فقره تعرض جنسی متهم شد، قرار است سال آینده در دادگاه سلطنتی ساوث‌وارک محاکمه شود. پارتی تمامی این اتهام‌ها را رد کرده است. همچنین کایشو سانو، بازیکن تیم ملی ژاپن، که متهم به تجاوز گروهی به زنی در هتلی در توکیو بود، ضمن رد این اتهام، با شاکی به توافقی خارج از دادگاه دست یافت. با این حال، فدراسیون فوتبال ژاپن این ماجرا را صرفاً «یک اشتباه شخصی» توصیف کرد.

 

بسیاری بر این باورند که گسترش «مانوسفر» ــ شبکه‌ای از فضاها و جریان‌های آنلاین با گرایش‌های زن‌ستیزانه ــ هم‌زمان با عقب‌نشینی اجتماعی از حقوق زنان، به تشدید و فراگیرتر شدن خشونت علیه زنان دامن زده است.

 

در ایالات متحده، نتایج یک نظرسنجی مؤسسه گالوپ در ماه آوریل نشان داد که تنها ۵۸ درصد آمریکایی‌ها تولد فرزند خارج از چارچوب ازدواج را قابل قبول می‌دانند؛ پایین‌ترین میزان در دوازده سال گذشته. همچنین، شمار کسانی که استفاده از وسایل پیشگیری از بارداری را قابل قبول می‌دانند، تنها در فاصله یک سال ۷ درصد کاهش یافته و به پایین‌ترین سطح خود از زمان آغاز این نظرسنجی‌ها در سال ۲۰۱۲ رسیده است.

هم‌زمان، یک‌سوم مردان جوان آمریکایی گفته‌اند که اندرو تیت، چهره جنجالی و زن‌ستیز فضای مجازی، را تحسین می‌کنند. هرچند نگرش‌های اجتماعی در بریتانیا عموماً لیبرال‌تر از آمریکاست، اما نفوذ مانوسفر در آن کشور نیز چشمگیر است. برای نمونه، در سال ۲۰۲۲، ۷۱ درصد مردان جوان بریتانیایی اظهار داشتند که مرد خانواده باید نان‌آور اصلی خانه باشد.

نوجوانان بریتانیایی به‌طور میانگین روزانه بیش از سه ساعت و نیم از وقت خود را صرف استفاده از تلفن همراه می‌کنند. تصویر «برادر بزرگ‌تر» گستاخ، توهین‌آمیز و زن‌ستیز، امروز به کالایی سودآور تبدیل شده است. مستند لویی ترو درباره مانوسفر نشان می‌دهد که این فضا در عمل چیزی جز کسب‌وکاری مبتنی بر فریب نیست؛ کسب‌وکاری که از آسیب‌پذیری و ناامیدی مردان جوان سود می‌برد. الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی نیز این محتوا را به‌طور مداوم ترویج می‌کنند. در نتیجه، زنان به قربانیان این روایت‌ها و مقصر مشکلات معرفی می‌شوند. در دورانی که فرصت‌های شغلی محدود است و آینده برای بسیاری تیره و نامطمئن به نظر می‌رسد، یافتن یک «مقصر» ساده و در دسترس، برای عده‌ای جذابیت بیشتری پیدا می‌کند.

 

در تلویزیون، میزان نمایش خشونت علیه زنان بین سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰ ۱۲۰ درصد افزایش یافت و نمایش خشونت علیه دختران نوجوان ۴۰۰ درصد بیشتر شد. از آن زمان تاکنون نیز تصویر پیکرهای برهنه و زخمی زنان به یکی از عناصر تکرارشونده و عادی در بسیاری از آثار نمایشی تبدیل شده است. یک‌سوم کودکان نیز گزارش داده‌اند که با محتوایی مواجه شده‌اند که خشونت جنسی علیه زنان را تشویق یا عادی جلوه می‌دهد. هرچند بیشتر کسانی که چنین محتواهایی را می‌بینند، خود مرتکب خشونت نمی‌شوند، اما آثار منفی آن بر نگرش‌ها، رفتارها و روابط اجتماعی به‌خوبی مستند شده است. عادی‌سازی زن‌ستیزی و خشونت جنسی، پیامدهایی واقعی و خطرناک برای جامعه به همراه دارد.

در مدارس نیز آزارهای زن‌ستیزانه علیه معلمان زن رو به افزایش است. گزارش‌ها نشان می‌دهد برخی دانش‌آموزان پسر با استفاده از هوش مصنوعی تصاویر جعلی از معلمان زن تولید می‌کنند، درباره تجاوز به دختران شوخی می‌کنند و اگر کسی به رفتارشان اعتراض کند، آن را صرفاً «شوخی» می‌خوانند و به آن می‌خندند. همچنین گزارش‌های متعددی وجود دارد که از تحقیر و کوچک‌شمردن معلمان زن حکایت می‌کند؛ از خطاب کردن آنان با واژه‌هایی مانند «عزیزم» گرفته تا گفتن جملاتی نظیر «حتماً آن روزهای ماهت است» برای بی‌اعتبار کردن یا تمسخر آنان.

از دختران انتظار می‌رود لباس‌هایی هرچه جنسی‌تر بپوشند؛ اگر چنین کنند، مورد تمسخر قرار می‌گیرند و اگر نکنند، باز هم از قضاوت و تحقیر در امان نیستند. سینه‌بندهای اسفنجی برای کودکانی که هنوز به سن بلوغ نرسیده‌اند به فروش می‌رسد و تبلیغات و تصاویر جنسی‌شده فضای رسانه‌ها را اشباع کرده است. کودکان و نوجوانان امروز با حجم بی‌سابقه‌ای از محتوا روبه‌رو هستند؛ در اینترنت دیگر مرزی برای محدود کردن دسترسی بر اساس سن وجود ندارد و همین فراوانی، به تدریج به عادی‌سازی این تصاویر و پیام‌ها می‌انجامد. تبلیغات همواره از جذابیت جنسی برای فروش کالا بهره برده است، اما شدت و تداوم مواجهه نسل جوان با این تصاویر، اثری عمیق و فراگیر بر نگرش‌ها و فرهنگ عمومی بر جای می‌گذارد.

 

از هر سه زن و دختر، یک نفر در طول زندگی خود خشونت فیزیکی یا جنسی را تجربه می‌کند. تنها در سال گذشته، شمار موارد خشونت خانگی حدود ۲٫۳ میلیون مورد برآورد شده است؛ پدیده‌ای که به‌طور نامتناسب زنان را هدف قرار می‌دهد. همچنین، تعداد موارد گزارش‌شده تجاوز طی دو دهه گذشته بیش از ۵۰۰ درصد افزایش یافته است. اینکه چه میزان از این افزایش ناشی از بالا رفتن آمار گزارش‌دهی و چه میزان نتیجه آن است که تجاوز در چارچوب ازدواج تازه از سال ۱۹۹۱ جرم‌انگاری شده، با قطعیت قابل تعیین نیست. با این حال، آنچه می‌دانیم این است که بسیاری از زنان و دختران به دلیل برخورد نامناسب نظام عدالت کیفری، هرگز آزار جنسی را گزارش نمی‌کنند. افزون بر این، با افزایش استفاده از داروهای آرام‌بخش و بیهوش‌کننده در ارتکاب این جرایم، بسیاری از قربانیان حتی نمی‌دانند چه بر سرشان آمده است.

اگرچه دولت به‌درستی خشونت علیه زنان و دختران را «وضعیتی اضطراری در سطح ملی» اعلام کرده است، اما اقدامات عملی همچنان ناکافی و کند است. این وضعیت باید هرچه سریع‌تر تغییر کند.

 

منبع:

https://www.counterfire.org/article/an-epidemic-of-violence-against-women-and-girls/

این متن را به اشتراک بگذارید:

Check Also

درباره‌ی بنایِ حزبِ انقلابی | کمیته‌ی سازمان‌دهی کارگران فیلادلفیا

این متن در سال ۱۹۷۵ توسط «کمیته سازماندهی کارگران فیلادلفیا» (Philadelphia Workers Organizing Committee) تألیف شده است. این کمیته، بخشی از جریان «کمونیسم نوین» (New Communist Movement) بود که مواضعی ضدرویزیونیستی و ضد دگماتیستی داشت و در سال ۱۹۷۱ توسط جمعی از مارکسیست-لنینیست‌ها تأسیس شد. این گروه که فعالیت خود را عمدتاً بر اتحادیه‌های کارگری متمرکز کرده بود، بر تعامل نظریه‌ی کمونیستی با عمل سیاسی تأکید داشت. آن‌ها در پیِ تأسیس یک حزب کمونیست نوین بودند و حزب کمونیست آمریکا را به دلیل فاصله گرفتن از تاکتیک‌های انقلابی و روی آوردن به روش‌های پارلمانی برای غلبه بر سرمایه‌داری مورد انتقاد قرار دادند. در سال ۱۹۷۵، این گروه انتشار نشریه‌ی به نام سازمان‌ده را آغاز کرد که به مسائل محلی و بین‌المللی مرتبط با جنبش کمونیستی و نظریه‌ی مارکسیستی-لنینیستی می‌پرداخت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *