
به یاد لالمحمد آنشینی
چهار سال پیش در چنین روزی، جمعیت انبوهی از مردم زاهدان در اعتراض به تجاوز یک فرمانده انتظامی به یک دختر نوجوان بلوچ دست به تظاهرات زدند. تظاهراتی که با بیرحمی تمام به رگبار بسته شد و ۹۶ نفر از جمله ۱۷ کودک به ضربِ گلولههای جنگی به خاک افتادند.
گرچه این تظاهرات دلیلِ مشخصی داشت اما سرریزِ خشمِ حاصل از اعمالِ رژیمِ تبعیض در سراسر سیستان و بلوچستان بود.
اجازه دهید بهسرعت به برخی از مولفههای تولیدکنندهی این خشم نگاه کنیم:
۶۰ درصد از جمعیت استان (دو برابر میانگین کشوری) زیر خط فقر هستند و در برخی مناطق مانند جاسک و سرباز، این رقم بالاتر از ۷۴درصد است.
شاخص فلاکت در استان بالاتر از ۵۰درصد است. بالاترین نرخ بیکاری و بالاترین نرخ اشتغال غیررسمی (نیروی کارِ محروم از بیمه و هرگونه حمایتهای دولتی) از آن این استان است.
۹۹ درصد استان با خشکسالی مطلق و نابودی کشاورزی و دامداری دست و پنجه نرم میکند.
رتبهی نخست خروج کودکان از چرخهی تحصیل متعلق به استان است؛ بهطوری که بیش از ۱۵ درصد از کل دانشآموزان محرومشده از تحصیل، کودکان بلوچ هستند.
کودکان بازمانده از تحصیل بهسرعت به کودکان کارگر بدل میشوند و در مشاغل دشوار و پرخطری نظیر سوختبری استثمار میشوند.
سیستان و بلوچستان، فقیرترین استان ایران از لحاظ زیرساختهای صنعتی محسوب میشود و فارغالتحصیلان دانشگاهی این استان، مجبور به مهاجرت هستند.
این استان در بدترین وضعیت سوءتغذیه نسبت به سایر نقاط ایران قرار دارد و از هر دو کودک، یکی با مشکلات رشدی مربوط به سوءتغذیه دست به گریبان است. در زاهدان که مرکز استان است، ۵۰درصد کودکان زیر ۵سال به کوتاهی قد ناشی از سوءتغذیه مبتلا هستند.
کمخونی فقر آهن یکی از شایعترین مشکلات زنان در این استان است. شیوع کمخونی در همه گروههای سنی سیستان و بلوچستان حدود ۴۱.۷ درصد گزارش شده که دو برابر میانگین کشوری (۲۰.۷ درصد) است. مطالعات دانشگاهی نیز شیوع کمخونی در زنان باردار مناطق روستایی این استان را تا ۴۰ تا ۴۴ درصد ثبت کردهاند.
سیستان و بلوچستان از نظر امنیت غذایی در وضعیت «بسیار ناامن» قرار دارد و مادران باردار بهدلیل نیازهای تغذیهای ویژه، بیشتر در معرض خطر سوءتغذیه هستند. سوءتغذیه مادر مهمترین عامل تولد نوزادان کموزن (زیر ۲۵۰۰ گرم) است.
حدود ۱۰ درصد از کل مرگومیر مادران باردار کشور در این استان رخ میدهد . علل اصلی این مرگها خونریزی و پرهاکلامپسی است . عواملی مانند سکونت در روستاها و عدم دریافت بهموقع مراقبتهای ویژه، این خطر را تشدید میکند.
فقر زیرساختی، خشکسالی، بیکاری و فقدان حمایتهای دولتی، در عمل ورود به بازار مواد مخدر را به یک امکان بقا و امرار معاش تبدیل کرده است. بلوچها ۵درصد از جمعیت ایران را تشکیل میدهند اما ۳۰ درصد از اعدامهای مرتبط با مواد مخدر متعلق به آنهاست.
۴سال پس از آن سرکوبِ خونین نیز کمترین توجهی به این استان و جمعیتِ بلوچ نشد و تا همین حالا زبانِ تمامیِ اجزای برسازندهی دولتِ ایران خطاب به این مردم جز تهدید و ارعاب نبوده است؛ بهویژه پس از تجاوز نظامی به ایران، جمعیت بلوچ بهطور پیشفرض بهعنوان پیادهنظامِ بالقوه دشمن خارجی لحاظ شدهاند.
وقتیکه جمعیتی از تهیدستانِ یک کشور بهطور کامل از جغرافیایِ کار، کرامت و عدالت اخراج میشوند، از لحاظ اجتماعی در وضعیتِ مطرود قرار میگیرند و به مرغ عزا و عروسیِ دستگاههای امنیتی و قضایی تبدیل میشوند، گرایش به دستهجات و فرقههای فوقِ ارتجاعی یا چشم امید بستن به وعدههای باندهای سیاسی تبهکار، باعث تعجب است؟
۵ تن از کودکانی که در روز ۸مهرماه ۱۴۰۱ در خیابانهای زاهدان کشته شدند کارگر بودند و ۴ تن از آنها حتی شناسنامه نداشتند.
صدای ماهی سیاه BLACKFISHVOICE
