حاکمیت توحش بر نظام بین‌الملل؛ حقوق بشر بهانه‌س، نفت و استقلال نشانه‌س

ایالات متحده به رهبریِ یک نئوفاشیستِ پدوفیل، برای تسلط بر بزرگ‌ترین ذخائرِ نفتی کره‌ی زمین در ونزوئلا، به کودتا بسنده نکرد و بعد از ماه‌ها محاصره‌ی نظامی، به پایتختِ این کشور حمله کرد و رئیس‌جمهور قانونی یک کشورِ مستقل رو ربود‌.

ربایشِ مادورو و پیش از آن، راهزنی‌های دریایی آمریکا برای سرقتِ نفت‌کش‌های ونزوئلا، با ادعایِ مضحکِ “مبارزه با کارتل‌های مواد مخدر” پوشش داده شده بودند اما بعد از انجام عملیات تروریستی در کاراکاس، ترامپ با صراحت اعلام کرد که ” ما ونزوئلا را اداره خواهیم کرد. ما برای ونزوئلا رهبر تعیین می‌‌کنیم. ما از ونزوئلا پول زیادی از آن‌جا خارج خواهیم کرد. ما نفت این کشور رو کنترل می‌کنیم”. اظهاراتی که شاید بتواند “ملی‌گرایانِ دل‌بسته به آمریکا” را که معتقدند ایالات متحده برای ونزوئلا دموکراسی خواهد ساخت، سرِ عقل بیاورد؛ البته اگر ارجاعات‌شان به دموکراسی‌های پیش‌تر ساخته‌شده‌ی آمریکا در عراق، لیبی، افغانستان و سوریه نباشد!

آیا ونزوئلا برای امنیت آمریکایی‌ها مخاطراتی داشت؟ ونزوئلا چه کرده بود که سال‌ها تحت تحریم‌های آمریکا قرار گرفت و بارها با انواع پروژه‌‌های رژیم‌چنج و مداخلات نرم و سخت‌، آماج حمله شد؟

 

زنان با ابزار شریعت سرکوب نمی‌شدند و خبری از حجاب اجباری و گشت ارشاد و ممنوعیت سقط جنین نبود، کوئیرها از پشتوانه‌ی قانونی و حمایتی برخوردار بودند، تجمعات اعتراضی آزاد بود، کارگران سندیکا و اتحادیه‌ داشتند، پروژه‌های مسکن اجتماعی در سراسر کشور در جریان بود، رهبران سرشناس اپوزیسیون زندانی نشدند؛ حتی یکی از آن‌ها را که ده‌ها کشور جهان به‌عنوان رئیس‌جمهور ونزوئلا به‌رسمیت شناخته بودند نه به حصر خانگی بردند نه از شبکه‌های اجتماعی محروم کردند، ونزوئلا نیروی نیابتی در منطقه نداشت، از فلسطین حمایت می‌کرد ولی به حماس و حزب‌الله تسلیحات نمی‌داد، توانایی اعمال کوچک‌ترین تهدید نظامی علیه آمریکا و اعضای ناتو رو نداشت، با هزاران کیلومتر فاصله، تهدید وجودی برای اسرائیل نبود و اصلا نه برنامه‌ی هسته‌ای داشت و نه برنامه‌ی تولید موشک‌های بالستیک. بنابراین نه‌ می‌شد به ونزوئلا با بهانه‌ی “نقض حقوق بشر” حمله کرد و نه با دستاویزِ “تولید و انباشتِ سلاح‌های کشتار جمعی”.

 

اما ونزوئلا نه تنها صاحبِ عظیم‌ترین ذخایر نفتی کره‌ی زمین است بل‌که با انقلاب بولیواری و به رهبری چاوز، اراده کرد تا دست کمپانی‌های نفتی خارجی را از اموال ملی کوتاه کند و متعاقبا برای دور زدن موانعِ ایجاد شده بر سر استقلال کشور، تصمیم گرفت تا دلار را از معاملات نفتیِ خود حذف و یوان و یورو را جایگزین کند؛ از نگاه آمریکا این یعنی دارنده‌ی بیش از ۲۰درصد از نفتِ جهان، از چرخه‌ی پترودلاریسم خارج و دلار آمریکا را به چالش گرفته است.

با انقلاب بولیواری، ونزوئلا اراده کرد تا بدیلی اقتصادی و مدل رفاه اجتماعی‌ای پایه بگذارد که از قضا به شدت موفق بود و نشانه‌ای بود محکم از این‌که می‌تواند از مسیرهای تحمیلی صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی بر فقر غلبه کرد و درکِ خود از “رشد اقتصادی” را به فرمول‌های دیکته‌شده محدود نساخت. و این خوشایندِ اربابان جهان نبود.

آمریکا باید هم مانع از ریشه دواندن این باور می‌شد و هم با سلطه بر منابعِ وسیع نفت ونزوئلا، نگرانی‌های آتی خود از نوساناتِ نفتِ اپک، در صورت مداخلات نظامی خود و اسرائیل با کشورهای غرب آسیا را به حداقل برساند. آن‌ها با اعمالِ تحریم‌های وحشیانه آن‌قدر به افتصاد ونزوئلا فشار آوردند تا نیمه‌‌جان شود و اقتصاددانانِ نئولیبرال و بلندگو‌های تبلیغاتی‌شان در جنوب جهانی بتوانند بگویند: “فقر ناشی از سوسیالیسم و ملی‌سازی اقتصاد است”. درحالی‌که دولت مادورو تحت همین شرایط توانسته بود تورم رعب‌انگیز ناشی از تحولات و مداخلات سال ۲۰۱۹ به بعد را در پایان سال ۲۰۲۴ به زیر ۲۵درصد برساند‌.

آمریکا چه با استفاده از تولیدات صنعت حقوق بشر نظیر خوان گوایدو و ماریا ماچادو چه با وحشی‌گری در هدف قرار دادن قایق‌ها و راهزنی دریایی، در حال معماریِ یک نظام بین‌الملل نوین، عاری از اخلاق، دیپلماسی، بی‌اعتنا به حقوق بین‌الملل و مبتنی بر زورگویی و توحش محض است تا بدین‌طریق هژمونیِ متزلزل خود را بازتثبیت کند‌.

گرچه به اعتقاد ما فاتحه‌ی حقوق بین‌الملل پس از هفتم اکتبر و به‌مدد توحشِ تروریست‌های اسرائیلی و تحقیر تمامی موازین حقوقی و اخلاقی خوانده شده بود، اما حمله‌ی نظامی و ربودن رئیس‌جمهور ونزوئلا با هدفِ سلطه بر نفت این کشور، تیر خلاصی‌ست به پیکر هرآن‌چه که میراثِ جهانی پس از جنگ دوم جهانی بود. ربودن مادورو با هدفِ سلطه بر منابع نفتی و استخراج ثروت این کشور توسط دلارهای وال‌ستریت، حتی تیر خلاصی‌ست بر اسطوره‌یِ بازار آزادِ لیبرالی.

آمریکا و اسرائیل پیش‌تر ایران را بابت خطر دست‌یابی به سلاح هسته‌ای تهدید می‌کردند؛ اما نه تنها سلاح، بلکه تأسیسات هسته‌ای ایران در پی بمباران آن‌ها نابود شد. پس از آن به منع غنی‌سازی در داخل و متعاقبا توقف تولید موشک‌های دوربرد رسیدند. و در نهایت به این‌که اگر به معترضان حمله کنید، ما نیز به شما حمله خواهیم کرد.‌ همان‌قدر که حقوق بشر، دموکراسی و مواد مخدر مساله‌ی واقعی در ونزوئلا بود، جانِ معترضان ایرانی نیز برای‌شان حائز اهمیت خواهد بود.

انسان‌های خرد‌شده زیر دهه‌ها بی‌کفایتی حاکمان ایران، نه تنها حقِ اعتراض دارند که باید علیه تحلیل رفتنِ جان، زیست‌ و زیستگاه‌شان به اعتراض برخیزند لیکن باید در آینه‌ی تاریخِ مداخلاتِ نظامی و امپریالیستی ایالات متحده بنگرند تا ببینند که هیچ ملتی در جنوب جهان نه تنها با حمایت آمریکا رستگار نشد که در دور باطلِ استبداد، کودتا و چپاول اسیر گردید. چنان‌که دهه‌ها پیش از این، ایران نیز با انکشاف دولتی ملی، شاهد رشدِ جوانه‌های آزادی‌های سیاسی و اجتماعی بود اما پدرانِ ترامپ، با ترتیب دادن کودتا، ساقط کردن دولتِ ملی و بازگرداندنِ دیکتاتورِ فراری، هم سلطه‌ی خود بر نفت را تثبیت کردند و هم تاریخِ غرب آسیا را در چرخه‌ی دولت‌های استبدادی و ارتجاعی منجمد ساختند. فردای کودتای آمریکایی در ایران و ده‌ها کشور جهان را دیده‌ایم، ونزوئلایِ بدون چاویست‌ها و رهبریِ تولیدات صنعت حقوق بشر را نیز خواهیم دید؛ گرچه امیدواریم که مقاومتِ توده‌های چاویست، این‌بار تجربه‌ی ویتنام را بیخِ مرزهای آمریکا، رقم بزند.

این متن را به اشتراک بگذارید:

Check Also

سرشماریِ هولناک: ۳۷۷هزار فلسطینی ناپدید شده‌اند

  ⚫️طی هفته‌های اخیر شاهد یکی از رذیلانه‌ترین اشکال کشتار در غزه بودیم؛ جایی‌که آمریکا …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *